تبليغاتX
تورک و آذربایجان میللتی - اعتراض به يك كاريكاتور يا حركت ملي آذربايجان ، سخني با مخالفان حركت ملي آذربايجان

تورک و آذربایجان میللتی

از کاریکاتور روزنامه ایران تا حکومت فدرال دمکرات یا استقلال!

اعتراض به يك كاريكاتور يا حركت ملي آذربايجان ، سخني با مخالفان حركت ملي آذربايجان

 

در روزهاي اخير شاهد حركتهاي دانشجويي و مردمي عظيمي در اعتراض به اهانت روزنامه ايران به تركها بوديم. حقيقت اين است در تاريخ بعد از انقلاب اسلامي ، كشور ايران به غير از نمايشها و راهپيمايي هاي دولتي هيچ حركت و اعتراضي به اين وسعت را به خود نديده بود. نه مشكلات و تبعيضهاي اقتصادي و سياسي و جنسي تاكنون منجر به اعتراضاتي به اين وسعت شده بودند و نه دعوت اوپوزيسيونهاي سراسري مقيم داخل و خارج ايران.

حال اين سئوال پيش مي آيد كه چگونه يك كاريكاتور مي تواند باعث چنين حركت اعتراضي وسيعي گردد؟

در جواب سئوال اول بايد گفت كه اين اعتراض ، تنها اعتراض به يك كاريكاتور نيست، بلكه اعتراض به 84 سال توهين و تبعيض نسبت به تركهاي كشور ايران است. اين اعتراض ، اعتراض به سيستم فكري-سياسي تبعيض ملي در ايران است كه  بناي آن حدود 100 سال پيش پي ريزي شده است.  حتي اگر اين كاريكاتور محصول سهو باشد نه عمد( البته چنين فرضي مشكوك مي باشد) ، باز مي توان ريشه اين سهو را در اين سيستم تبعيضي جستجو كرد كه چنين سهوكاراني را پرورش مي دهد. چه بسا تعدادي از اين سهوكاران ترك نيز باشند. اين سيستم فكري و سياسي غلط حتي انسانهايي را پرورش مي دهد كه تيشه بر ريشه خود مي زنند. سخنان حسين فرهنگي نماينده تبريز ، سخنان استاندار آذربايجان شرقي را بشنويد. آنها به جاي حمايت از مردم آذربايجان گاه تا تهديد مردمان خود پيش مي روند . اگرچه اين افراد با راي مردم آذربايجان به مناصب خود راه نيافته اند و نماينده مردم آذربايجان محسوب نمي شوند اما انتظار مي رفت كه به عنوان يك آذربايجاني موضعي منطقي و به نفع مردم آذربايجان داشته باشند. پيمان پاكمهر از ديگر تركان پرورش يافته سيستم شونيسم فارس است كه ملتش را به ديناري مزد فروخته است در گزارشات خود سعي در تخريب و تحريف اخبار حركت ملي آذربايجان دارد. وي كه اخبار تجمع چند نفر از اعضاي گروههاي سراسري ملي و مذهبي در يك خانه شخصي در تبريزيا درخواستهاي صنفي يك دانشگاه را با آب و تاب گزارش مي دهد، كوچكترين خبري از تجمعات ملي مردم آذربايجان و زندانيان سياسي آذربايجان را منعكس نمي كند. وي كه ديگر قادر به سانسور اخبار تجمعات چند صد هزار نفري مردم تبريز و ديگر شهرها نبود ، شروع به انعكاس اخبار اما گونه اي تحريف شده كرد.

پس اعتراض دانشجويي و مردمي روزهاي اخير تنها اعتراض به يك كاريكاتورنيست بلكه اعتراض  به يك سيستم فكري-سياسي فاشيستي و ويرانگر در ايران است. كاريكاتور روزنامه ايران نمود كوچكي از اين سيستم تبعيضي است كه متاسفانه در قرن 21 هنوز گريبان مردم ايران را رها نكرده است. مقصر اصلي كاريكاتوريست نيست بلكه سيستم شونيستي مذكور و حاميان آن مي باشد كه متاسفانه افكار برخي مسئولين حكومتي را نيز مسموم كرده است.

كاريكاتور اخير تاري است از تار و پور سد ضخيم تبعيض ملي در ايران. اين كاريكاتورتمامي درد معترضان نيست اما اهميت چنين توهيني زماني پديدار ميشود كه با ديدي وسيع تر اقدامات مشابهي را كه در طول 84 سال گذشته و در عرض مكانهاي متفاوت رخ مي دهد با هم ديد. معترضان به اين كاريكاتور انسانهاي احساساتي نيستند كه با يك جوك وارد صحنه اعتراضات شوند آنها نيز از گستره اين اهانتها و تبعيضها به خوبي آگاه بوده و با دقت عواقب چنين كاريكاتورهايي را تحليل مي كنند. آنهادچار افراط نشده اند. آنها فقط حقوق ملت خود را مطالبه مي كنند. براي آنها احياي حقوق و هويت ملي و قومي خود آنقدر اهميت دارد كه براي گردانندگان سيستم آپارتايد ملي امحاء هويت تركها در ايران   حياتي و مهم است! اعتراضات اخير فقط در راستاي احياي حقوق مردم آذربايجان مي باشد. هيچ شعارسراسري و يا شعاري در راستاي سرنگوني جمهوري اسلامي داده نشده است.   چرا كه ملت آذربايجان خوب مي داند كه با تغيير نظام كساني مترصد تصدي پستهاي حكومت مركزي هستند كه در انديشه هاي شونيستي خود سرآمد هستند.            شعارهايي كه در تجمعات اخير داده مي شد همگي شعارهاي ملي و تركي بودند ، نظيرياشاسين آذربايجان ، مرگ بر شونيسم ، مرگ بر فاشيسم ، زبان مادري من نمي ميرد و به زبان ديگري تبديل نمي شود ، درخواست رسمي شدن زبان تركي در ايران و آموزش زبان تركي در مدارس و دانشگاهها ، رفع تبعيضات اقتصادي عليه آذربايجان ، آزاد شدن زنداني سياسي آذربايجان و... از شعارهاي مهم مطرح شده در اين تجمعات شعار " هاراي هاراي من توركم " در تقابل به تحريفگراني است كه تركان ايران را آذري زبان مي نامند. حتي به علامت بوزقورد كه به عنوان سمبول ترك بودن شناخته مي شود مي توان در اين تجمعات توجه نمود. اين سمبول اگرچه در تركيه كه تبعيضي به تركها روا داشته نمي شود مي تواند سمبولي افراطي باشد اما در ايران فقط سمبولي است هويتي در راستاي اثبات هويت خود و تقابل با تحميل هويت ، زبان و فرهنگ فارسي.

اگرچه اپوزيسيون (مخالفين جمهوري اسلامي ) سانسورگر كه تاكنون اخبار حركت ملي و خواستهاي مردم آذربايجان  را سانسور مي كردند، اكنون عده كثيري از آنها به تكاپو افتاده اند تا حركت اخير عظيم مردم آذربايجان را يك حركت سراسري جلوه داده و از انرژي مردم آذربايجان به نفع خود استفاده كنند. اما مردم آذربايجان كه تجارب انقلاب اسلامي ، مشروطه و نهضت شيخ محمد خياباني و پيشه وري را   در طول صد سال اخير كسب كرده اند ، ديگر به سودجويان فرصت نخواهند داد كه  از انرژي مردم آذربايجان براي اشغال تاج و تخت تهران و تداوم سيستم شونيسم سوء استفاده كنند. اگر تمامي مردم ايران نيز براي احياي حقوق خود به پا خيزند، باز حركت ملي آذربايجان يك حركت ملي مجزا ازحركات سراسري خواهد بود كه در درجه اول حقوق ملت آذربايجان را خواهد انديشيد. شعار " دست در دست همديگر براي كشوري آباد و آزاد " زماني محقق مي گردد كه ديگران نيز حسن نيت خود را به گونه اي عملي ثابت كنند .

از ديگر توطئه هاي دشمنان حركت ملي آذربايجان ايجاد بلوا و آشوب نظير تخريب اماكن عمومي است تا اين حركت را از چهارچوب مدني خود خارج كرده و بهانه سركوب آن را براي نيروهاي انتظامي فراهم كنند. مسلما مسئوليت چنين خرابكاريهايي كه به نفع ملت آذربايجان نيست به عهده معترضين به تجاوز به حقوق آذربايجان نمي باشد . و  فعاليني كه حتي در طرح شعار هاي خود به گونه اي دقيق و حساب شده اقدام مي كنند نمي توانند مجري چنين مسائلي باشند. اما متاسفانه افرادي چون پيمان پاكمهر به جاي پرداختن به ابعاد اعتراضات اخير و انعكاس خواست مردمان همزبان خود به كوچكنمايي ابعاد اعتراضات و فوكوس بر روي تخريبات و انتصاب آن به تظاهر كنندگان پرداختند.

وقايع اخير آذربايجان محك خوبي است كه آذربايجان دوست را از دشمن و دموكراسي خواهان واقعي را از مدعيان دروغين آن تشخيص دهد

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت   توسط تورک آیدین  |